ابو القاسم راز شيرازى
480
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
سزاوار آن است كه شما بنويسيد مكتوبى به او و امر فرمايند كه مجالست با اين طايفه نكند . پس آن حضرت عليه السّلام نوشتند كتابى به سوى « مفضّل » و مهر زدند بر آن و فرستادند به سوى « زراره » و « عبد اللّه بكير » و « محمّد بن مسلم » و « ابو بصير » و « حجر بن زائده » كه از اصحاب آن حضرت بودند ، و امر فرمودند كه از دست خود ، آن كتاب را به دست « مفضّل » دهند . پس ايشان رسانيدند كتاب را به « مفضّل » ، و او باز كرد مهر آن را و خواند ؛ ديد آن حضرت نوشته است : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، بخر اى « مفضّل » اين را و بخر آن را ! و ذكر نفرموده بودند آن حضرت در آنجا - نه قليل و نه كثير - از آنچه ايشان سعايت و خواهش دربارهء « مفضّل » كرده بودند . پس بعد از خواندن « مفضّل » كتاب را ، به « زراره » داد خواند ، و او به « محمّد بن مسلم » داد خواند ، تا آنكه كتاب دور زد و تمام اصحاب خواندند . پس گفت « مفضّل » : چه مىگوييد ؟ گفتند اصحاب كه : اينها مال عظيمى مىشود ، تا ما ملاحظه كنيم و جمع كنيم و بياوريم در نزد تو كه صرف كنى در فرمايشات آن حضرت . و خواستند مراجعت نمايند ، « مفضّل » گفت : غذاى صبح را نزد من صرف كنيد ! و نشانيد در صبح ايشان را از براى غذا ، و فرستاد به طلب آن اصحابى كه سعايت كرده بودند از ايشان در نزد حضرت . پس حاضر شدند آنها ، و « مفضّل » خواند بر ايشان كتاب حضرت صادق عليه السّلام را ؛ پس مراجعت نمودند . و نگاه داشت « مفضّل » اصحاب را از براى غذا ؛ پس برگشتند آن جوانان ؛ و حامل بود هريك از ايشان به قدر قوّهء خود ، هزار و دو هزار را و بيشتر ، و حاضر ساختند دو هزار اشرفى و ده هزار درهم ، پيش از آنكه اصحاب از غذا فارغ شوند . پس « مفضّل » گفت : امر مىكنيد اى
--> - « طباشير الحكمة » نقل و شرح فرموده ، دليل بر همين مطلب است . ترجمهء احوال او ، در كتاب « تحفة الاحباب » « محدّث قمى » ، صفحهء 375 - 377 آمده است ، رجوع شود .